|
محب المتقين
از قرآن کریم، ولیعصر(ع)، کلام علامه جعفری، فیلم و تصویر المکتبة الشاملة قم
|
بسم الله الرحمن الرحیم صاحب جواهر یکی از مراجع بزرگ شیعه است که نام اصلی وی محمد حسن نجفی می باشد اما چون کتاب جواهر الکلام را نوشته او را به نام کتابش می شناسند و از افتخارات حوزه های علمیه است که حدود ۱۱۶۶ تا ۱۲۲۸ هجری شمسی زندگی کرده است. برای شناخت بهتر وی کافی است به دو سخن از رهبر معظم انقلاب توجه کنیم. ایشان سال 68 در جمع مدرّسان، فضلا و طلاب حوزهى علميهى مشهد فرمودند: «صاحب جواهر، مظهر يك فقيه مقيد به مقررات فقاهت و قواعد اصولى و فقهى است. او يك ملاى اصولىِ مقيد و دقيق و منظم بود كه از موازين رايج فقهى بين اصوليين، هيچ تخطى نكرد و در بررسى هر مسأله، شهرت و اجماع و ظواهر ادله و اصول و هرچه را كه جزو ابزارهاى معمولى كار فقاهت شمرده مىشود، در اختيار گرفت و آنها را با همان دقتِ يك فقيه اصولى به كار مىبست». هم چنین سال 75در پیامی که به كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى در شهر قم ارسال کردند در مورد عظمت مقدس اردبیلی فرمودند: «رتبهى مثال زدنى و منحصر به فرد او در تقوا و ورع چنان است كه مُحَشِّىِ جليلالقدر مجمعالفائده، او را از جملهى كسانى مىشمرد كه فرشتگان كمر به خدمت آنان بستهاند و بزرگانى چون صاحب جواهر كه آراء فقهى او را مورد خدشه قرار دادهاند، بدان اعتراف كردهاند». دیروز صبح آیت الله وحید خراسانی در مسجد اعظم قم هنگام درس خارج فقه به بیان خاطره ای از هنگام رحلت این مرد بزرگ پرداختند: آقای خویی (اعلی الله مقامه) در جلسه ای فرمود صاحب جواهر در لحظات آخر عمر فرستاد تا شیخ انصاری بیاید. شیخ انصاری که آمد وقتی شدت جان دادن پیش می آید یکی می آید به قبض کننده روح خطاب می کند که او را رها کن! انّ فی قلبه شیئا من علم جعفر بن محمد. در قلب او از علم امام صادق(ع) بسیار است!
برچسبها: صاحب جواهر, رهبر انقلاب, آیت الله, خویی, وحید خراسانی, جان دادن [ یکشنبه 18 دی1390 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ جواد باقری قمی ]
[ ]
بسم الله الرحمن الرحیم آقای محمد نوری زاد در نامه اخیر خود برخی از بزرگان و اشخاص را مورد مخاطبه قرار داده تا در مسیر حرکت خود او را یاری دهند. قسمت های متعددی از این نامه را می توان مورد مداقه قرار داد اما نکته جالب این است که میان اضداد نیز جمع کرده است، حال آیا متوجه نبوده یا مساله دیگری در کار است خدا می داند. آقای نوری زاد در این نامه ازیک سو از حضرات آیات مکارم شیرازی، وحید خراسانی و جوادی آملی واز سوی دیگر از آقایان سروش و کدیور و ... خواسته است که به مقام معظم رهبری نامه بنویسند، اعتراض کنند و... آیا آقای نوری زاد خبر ندارد که دکتر سروش نسبت به آیت الله مکارم شیرازی و تالیفشان چنین نوشت: زهی "انوار الفقاهه" که ظلمت میزاید ومعارف را هم در زمره معاصی می نشاند. و چه بد درسی می دهد این فقیه، که اندیشه ورزی را تحریم می کند و بر افکار مهر حلال و حرام می نهد و از محقّقان توبه و استغفار می طلبد. اگر آقای نوری زاد از افکار دکتر سروش و لوازم آن خبر می داشت چنین با تواضع و نرمی با وی سخن نمی راند و حداقل از خانواده خود به خاطر آن ها شرم داشت که متواضعانه بنویسد «متاسفانه شأن علمی شما در کشورما به چالش درافتاد و قدر شما دانسته نشد. امامان ما با دانشمندان ملحدی چون ابن ابی العوجا به بحث می نشستند و به شاگردان خود شیوه های مدارا و داد و ستد علمی را می آموختند. شما اما درجایگاه یک دانشمند شیعی نیز تحمل نشدید و ناگزیر به ترک و جلای وطن شدید. یکی از رازهای تحمل نشدن شما، این بود که علمای دینی ما نخواستند با درافتادن به مباحث روزجهانی که شما مبدع آن درکشوربودید، خود را با شتاب علوم و مباحث تازه هماهنگ کنند. شاید به همین دلیل است که زمان و جهان پیش رفته اند و بسیاری از علمای ما در دوردست های علمی جا مانده اند. با این همه من از جناب شما تقاضا دارم نامه ای از سر رفاقت و شفقت به رهبر بنویسید. می دانم اجابت این تقاضا برای شما ای بسا ناگوار باشد و ناشدنی...اگر ننوشتید، ایرادی نیست. من و خانواده ام در فردای قیامت با شما کاری نخواهیم داشت. شما به اندازه ی کافی آسیب دیده اید.» جناب آقای نوری زاد! بلا تشبیه جای امام صادق را با ابن ابی العوجاء عوض کرده اید و جالب است که نام هر دو -بدون قصد اهانت- عبدالکریم است! آیا از نظر دکتر سروش درباره قرآن کریم و وحی اطلاع دارید؟ آیا از پلورالیسم و لوازمش چیزی می دانید؟ از قبض وبسط و... و پاسخ های آن ها چطور؟ بعید است اما تبسم مدام آیت الله وحید خراسانی در مقابل سخنان شما – آن گونه که نوشته اید- ما را به یاد تبسم ایشان در هنگام درس در مواجهه با برخی اشخاص می اندازد که چه مفهومی دارد و الا در هنگام سخنان جدی، ناراحت کننده و مهم باید لبخند زد؟! آیا به نظر آقای نوری زاد برای رسیدن به هدف می توان از هر وسیله ای استفاده کرد؟ منطق امیرالمومنین و سائر معصومین علیهم السلام این گونه بوده است؟ یا این منطق در میان مخالفین و دشمنان آنان رواج داشت؟ خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید.
برچسبها: خامنه ای, مکارم شیرازی, وحید خراسانی, جوادی آملی, عبدالکریم سروش [ چهارشنبه 23 آذر1390 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ جواد باقری قمی ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |